نظریه مکتب شعر دینی در ایران

مقالات ، نقدها و یاداشت های استاد سیدعلی اصغر موسوی پیرامون مکتب شعر دینی

نقد شعر آیینی
نویسنده : مدیریت وبگاه های استادسیدعلی اصغرموسوی - ساعت ٢:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢٥
 

 

دکه شعار

 

 (نقد شعر آیینی)

 

***

 

یادش به خیر، فصل ادب فام پارها

 

یادش به خیر زمزمه سبز یارها

 

یادش به خیر بیدل و صائب، کلیم وهم –

 

یغما و دهخدا و "سنا " و بهارها

 

یادش به خیر "معجزه" و" غیرت "و "محیط"

 

یادش به خیر محتشم و شهریارها

 

هم "خوشدل " و "ریاضی " و " علامه " و صغیر "

 

هم " صامت " و " امیری " و" عمان" ، هزارها ...

 

***

 

امروز شاعران "غزل خورده تا گلو"

 

پر می دهند کفتر دل در منارها

 

هر جا گرفته اند، به دست نژند خود

 

خودکارکی به شکل و شبح، مثل مارها

 

هرگز به فکر "مکتب آیینه" نیستند

 

وا کرده اند، دکه به دکه شعارها

 

بیچاره مکتبی که به نام شهادت است

 

رویانده اند، پیش گل اش، دشت خارها

 

از کربلا بگیر بیا تا همین زمان

 

از روزگار، سفله، کشیده دمارها

 

جاری صفت، فقط، پی عیب اند و نقطه ضعف

 

تاریخ را به سخره گرفته هزارها

 

بیچاره اهل بیت پیمبر، چه کرده اند

 

تا بشنوند روضه ی " عبد الهوار ها " !

 

بر همسرش جناب، بسی غیرتی بود

 

اما کشیده "روسری" از" خیمه" بارها

 

گویی برای این که بماند، ستم به جا

 

باید که "تازیانه" برقصد چو مارها

 

بردار دست از" دغل گریه "، مرد باش !

 

ای "عنکبوت" خیمه مزن، بر مزارها

 

آخر کجا نوشته که بستند، با طناب

 

ده کودک از میان اسیران، سوارها

 

زینب (س) مگر اسیر تو بوده ست، هر زمان

 

از کوفه تا به شام رود مثل خوارها

 

یک مرد عشق کو، که از این کوچه بگذرد ؟

 

با "ذوالفقار" آخته در کار و زارها -

 

تا بشنود، چگونه اراجیف گشته اند

 

با التماس های دعا، ننگ و عارها

 

با این ستم که آل علی دیده اند، نیست ؟!

 

خشکیده در ضمیر زمین، چشمه سارها !

 

لختی حیا، که آینه ها را، شکسته ایم

 

با این به اصطلاح شما، ابتکارها  !

 

            ****

 

استاد سید علی اصغر موسوی

 

قم - 1380

 

-----------------------

 

یغما : مرحوم یغمای جندقی ( دوران محمد شاه قاجار)

 

سنا :  استاد جلال الدین همایی (معاصر)

 

امیری : سید کریم امیری فیروز کوهی (معاصر)

 

معجزه : حیدر تهرانی (معاصر)

 

محیط : محیط قمی (دوره قاجار)

 

غیرت: سید عبد الکریم غیرت کرمانشاهی (مشروطه)

 

عمان سامانی (قاجار)

 

خوشدل تهرانی (معاصر)

 

صغیر اصفهانی (معاصر)

 

ریاضی یزدی (معاصر)

 

صامت بروجردی

 

علامه ...

 

*** 



 
comment نظرات ()

 
پیامبر اشراق
نویسنده : مدیریت وبگاه های استادسیدعلی اصغرموسوی - ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢٢
 

پیامبر اشراق

می گذشتید از میان کوچه ها، با هر تبسم

کوچه می شد در میان عطر لب های شما، گم

آه ای پیغمبر اشراق های سبز باور

آه از آیین و از آیینه های قلب مردم؟!

غربت اندوهتان همواره باور کردنی نیست

کربلا را در خیالم می کنم وقتی تجسم

کاش می شد باز، دستی، از گلوهامان گشاید

حجم گرم بغض ها را در فضای این تراکم

آه، ای زیباترین آیینه ی مهر خداوند

درد ما امروز یعنی: خواب غفلت، خواب گندم!

کاش می شد، مهربانا، در دل صحرا بخوانید

آیه، آیه، سوره، سوره، باز قرآن با ترنم

جاودانی مانده آقا، با غزل های نمازم:

نامتان مثل تشهد، در قنوت هر تبسم

×××

استاد سید علی اصغرموسوی

قم- 1380

 

 


 
comment نظرات ()

 
ارغوان داغ - اربعین
نویسنده : مدیریت وبگاه های استادسیدعلی اصغرموسوی - ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۱۳
برچسب ها: مثنوی اربعین
 

 

ارغوان داغ (اربعین)

ای مسیر کاروانت تا ابد آیینه پوش

ارغوان داغ، تو زد در بهار سینه جوش

رفتم از دل تا بپرسم، قصه‌ی اندوه چیست؟!
این که در من شعله‌ها افروخته، از داغ کیست؟!

عشق و عقل آیینه‌سان، فانوس دل افروختند

اشک و مژگان، هر دو با هم در تماشا سوختند

وسعت اندوه را در داغ تو، اندازه نیست

این ارادت از ازل مانده، که رسمی تازه نیست

ای فدای لحظه‌های سرخ یادت زندگی

زندگی بی یادتو ،می افتد از تابندگی !

با تو هر قومی، بلند‌آوازه از بیداری است

بی تو، نام زندگی، محکوم ذلت‌واری است

اربعین تا اربعین ،صدقافله مهمان توست

 معرفت جوی حریم عشق بی پایان توست

اربعین تا اربعین ،صد پیر با جابر قرین

با تو می گیرد به یاد اربعینت ، اربعین

باتو می گیردعزا همراه فرزندان،خلیل

باتو می گیردعزا همراه خاتم، جبرئیل

باتومی گیرد عزا،معصومه خلقت،بتول

با تو می گیرد عزاهم، عترت آل رسول

باتو می گیرد عزا ، دراربعینت مرتضی

باتو می گیرد عزا، تا جلوه ی روزجزا

خیمه برپا کرده با یادت،غمین بانو، رباب

می کند همراه زینب،هم دل عالم کباب

درشهودی آشکارا،جلوه گرازمشرقین

آسمان پرمی شود از بانگ ذکر :یاحسین !

یاحسین و یاحسین آهنگ دل ها می شود

سینه سینه این نوا تا نا کجاها می رود

ای مسیر کاروانت تا ابد، آیینه پوش

نغمه ی تنهایی ات می آید ازمیدان به گوش

 آنکه در شطّ فرات، از دست، خالی کرد آب!

مهر تو در سینه اش بود از ازل، با بوتراب!

شوق و ذوق اکبر و قاسم از انفاس تو بود

جلوه‌ی آیینه‌هاشان، عشق و احساس تو بود

جرعه ای از جام صبرت، حضرت زینب چشید

لحظه ای حتی از او درماندگی دشمن ندید

غیرت مردان حق، ازحق آیین تو بود

هر چه بود آنجا، فقط آیینه‌ی دین تو بود

آنکه در میدان، به نام نامی ات تعظیم کرد

از شهادت در ره اندیشه ات، کی بیم کرد؟!

هفت ایوان فلک، هم قافیه با پله است

تا ردیف شعر، من «هیهات من الذله» است!

×××

استاد سید علی اصغر موسوی

قم - 1383

--------------

برای رفع کسالت استاد و تمام بیماران دعا کنید

سپاسگزاریم

 


 
comment نظرات ()

 
تسلیت به آقای حسین عمید
نویسنده : مدیریت وبگاه های استادسیدعلی اصغرموسوی - ساعت ٢:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/۱٠
 

انا لله و انا الیه راجعون

 هنرمند گرامی  عضو معظم انجمن پژوهشگران ادبیات دینی 

و خادم سرفراز هنر و ادبیات مهدوی (عج) جناب آقای حسین عمید (زید عزه) 

مصیبت سوگ همسر محترمتان را تسلیت و تعزیت عرض می کنیم .

خداوند به شما و بازماندگانش صبر جمیل و اجر جزیل عنایت فرماید ، ان شاء الله !

مراتب همدردی وبسایت "مکتب شعر دینی و انجمن پژوهشگران ادبیات دینی را پذیرا باشید.

رحمت و رضوان خداوند نصیبشان باد !

آمین !


 
comment نظرات ()