نظریه مکتب شعر دینی در ایران

مقالات ، نقدها و یاداشت های استاد سیدعلی اصغر موسوی پیرامون مکتب شعر دینی

تعزیت
نویسنده : مدیریت وبگاه های استادسیدعلی اصغرموسوی - ساعت ٢:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱
 

استاد سید علی اصغر موسوی مراتب سپاس خود را از همدلی و همراهی کلیه عزیزان: علمای معظم بخصوص حضرت آیت الله العظما حاج محمد رضا نکونام ( دامت توفیقاته) و خطیب سخنور جناب حجت الاسلام و المسلمین حسن زاده (زید عزه) ، مرکز پژوهش های صدا و سیما ، جناب سیدمرتضی اسماعیلی طبا مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قم ؛ادیبان ، سخنوران و شاعران ونویسندگان ادبیات دینی استان قم ،انجمن پژوهشگران ادبیات دینی - که در مراسم ترحیم شرکت داشتند- انجمن مداحان قم ، جامعه ادبی نیرتبریزی ( مجمع الشعرای آذری زبانان آیینی قم)،انجمن شعر استاد شهریار، انجمن پارسی زبانان ( بیدل دهلوی) ،سازمان بسیج علمی - پژوهشی و هنرمندان استان قم، هیئت مدیره انحمن قلم زرندیه خرقان دکتر خسرو امیر حسینی ،  اهالی خونگرم و مهربان : چهارحد ، ورگبار علیا، احمد آباد ، استلج ، ورچند، مصرقان ، آغ بلاق، چلمبر و اهالی خیابان  سوم خرداد قم و کلیه عزیزان هم وطن و همدل از نقطه نقطه کشور اعلام می دارد. جزاکم الله خیرا .

****

... و اما حماسه ی عاشورا:

 

محرم.امام حسین.ضربان قلب. سینه زنی.عزاداری.فتح خون.آوینی

السلام علیک یا ابا عبذالله الحسین(ع)

نزدیک به دو هفته است که به سوگ فقدان مادر استاد موسوی، بانو بتول اسلامی از خاندان اسلامی «چهارحد» نشسته ایم. عنایت کنید در هنگام خواندن این شعر با ذکر فاتحه ای روح آن مرحومه مغفوره را  شاد کنید. 

**

بشنو از نی، وسعت پژواک را

انعکاس ناله ی افلاک را

هر صدایی را که تنهایی نهفت

نی، میان نغمه ها همواره گفت:

وسعت فریاد من، صبحی پرند؟!

واکن از دل، عقده های دردمند

تا، ز هفت اقلیم عالم، بگذرم

گرد دل تنگی نگیرد باورم

            *  *  *

اوج غم هر چند با ناله یکی ست

خاطرات نی، فقط در ناله نیست

ریشه ی اندوه نی، در نی نواست

زخمه هایش، خاطرات کربلاست

نی نوازانی که عاشق نیستند

عاشق فصل شقایق، نیستند

هر چه دل، صرف ترنّم می کنند

بند هفتم را، به لب گم می کنند

بند هفتم، در مقام عاشق است

در مقام عاشقان لایق است

بند هفتم، نغمه ی شور دل است

قصه ی اشک و عبور محمل است

بند هفتم، نی نوای سینه هاست

گریه آیینه در آیینه هاست

بند هفتم … یا همان بند عجیب؟!

مانده همواره به روی نی، غریب

غربت آباد نوایش، بند بند

زخمی فصلی سراسر، دردمند

ریشه ی هر نغمه در نی، نینواست

نینوا، اندوه نسل کربلاست

 بشنو از نی، نی، نوای آشناست

نی، نوای آشنای نینواست

اینکه با نی سرّ حق را گفته اند

بند بندش را به مژگان سُفته اند

نی فقط مفهوم داغ لاله نیست

نی فقط مضراب زخم ناله نیست

سر هفتاد و دو نور سرمد است

فصلی از نا گفته های احمد(ص) است

آنکه می بایست گوید، چون نگفت؟!

تا تواند شیعه سرّ دل نهفت

کربلا یعنی: کتاب سرّ حق

پرسش دل در جواب سرّ حق

کربلا یعنی : سکوت بو تراب

اوج فریاد حقیقت در جواب

کربلا یعنی: مرام فاطمه(س)

جنت الماوای نام فاطمه(س)

هر کسی خواهد جوابی بشنود

آیه ای، فصل الخطابی بشنود

باید اول نای دل را خون کند

بعد از آن،خود را زغم مجنون کند

تا سراغ سینه ات آید جنون

گریه باید کرد، گریه غرق خون !

نی همیشه خون ز دل جاری کند

تا تو را در مویه ات، یاری کند

سینه می خواهد حدیث درد عشق

درد سازد مرد غم را، مرد عشق

تا نوای نی نوا ،دل می برد

سمت دشت کربلا دل می برد

                *  *  *

" بشنو از نی" نی نوای ناله را

کربلا در کربلای ناله را

از نیستانی که می آمد نوا

مانده زخم اشک و خاکستر به جا

بانگ شهنایی که بر هامون نشست

گریه های بی صدا، بر لب شکست –

بیت الاحزان سکوت ناله بود

یادگار سرزمین لاله بود

سینه سینه از غم دل سوختند

لب به شکوه ، در نیستان دوختند

تا به دنبال یقینی که بلا

خیمه خواهد زد به دشت کربلا !

هستی خود را ز سرها وا کنند

دل فدای جاری دریا، کنند.

عاشقانه، مست باده از الست

سر گرفته پیش رو، افشانده دست

همنوا با نغمه ی لاهوتیان

پر گشوده تا دل هفت آسمان

لحظه لحظه، مثل شبنم، بی زوال

ره سپردند از نیستان خیال

هفتمین بند بلند آوای عشق

شد به دشت کربلا، شهنای عشق

             *   *  *

تا نوای نینوا، دل می برد

سمت دشت کربلا، دل می برد

هر که دارد غیرت آیینه را

می دمد حیرت، حریم سینه را

" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق

تا بگویم شرح درد اشتیاق "

بشنو از نی، نی نشان، نینواست

نی نوا، زخم نوای کربلاست

***

 مثنوی از استاد سید علی اصغر موسوی " سعا "،

برگرفته از کتاب نینوا، تالیف استاد محمد شجاعی.

 


 
comment نظرات ()

 
شعر غدیر
نویسنده : مدیریت وبگاه های استادسیدعلی اصغرموسوی - ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۸/۱۱
برچسب ها: شعرغدیر - شعردینی
 

هوالجمیل

السلام علیک یا امیر المومنین علی بن ابی طالب !

"اللهم وَ الَ مَن وَالاهُ و عادِ مَن عاداهُ، واُنصُر مَن نَصَرَهُ، وَاخذُل مَن خَذَلَهُ"

-----------

استاد سید علی اصغرموسوی

--------------------------------------------

با نام تو ، که نام کلامی مقدس است
با یاد تو ، که یاد سلامی ، مقدس است !
می خواهم از نگاه تو گویم ، برای تو
از عارفانه های بسی ، دل ربای تو
وا می کنم کتاب تو را ، آه می کشم
تصویری از نگاه تو با ماه ، می کشم
نهج البلاغه ، آینه خاطرات کیست !
آیینه ای که نزد شمابوده ، دیدنی ست
با ما بگو ، که لحن کلامت ، کجایی است ؟!
این خطبه ها ، نشانه عشق خدایی است
گویی که پرده از رخ بیداد می کشند
با واژه های خاطره ، فریاد می کشند
تا با شروع خاطره ، آغاز می کنی
دل را اسیر پنجه پرواز می کنی
پرواز در مسیر شروعی که از غدیر
تا کوفه شد ، بهانه یک فصل بی نظیر
فصلی که در فضیلت آن ، مثنوی کم است
فصلی که جاودانه ترین ، فصل عالم است
***
آغوش ناز سمت شما ، باز می کند
دریا ، به نام آبی خود ، ناز می کند
باید به احترام شما شعر نغز گفت !
باید بدون واسطه از مغز مغز گفت :
جام شما کجا و تماشای ما کجا ؟!
دست شما کجا و تمنای ما کجا ؟!
مهتاب رنگ خورده ، کجا و جمالتان !
خورشید پا برهنه کجا و جلالتان !
سرو از قیام قامتتان ، شرم می کند
کوه از مرام طاقتتان ، شرم می کند
در خاک هم ، به اوج فلک می رسد مرام
هفت آسمان ، به نام شما می دهد: سلام !
گویی فقط به مستی خود ، ناز می کنیم
صحبت ز عاشقانه ترین راز می کنیم
**
ای جلوه ی جمال جمیل پیمبری !
وی حجت جلال جلیل پیمبری !
**
مولا ، به نام عشق که عاشق ترین تویی
حتی برای خاطره ، لایق ترین تویی
آنجا که عشق ، نام تو را قاب می کند
یخ های چشم فلسفه را آب می کند !
آنجا که علم ، پنجه به دیوار می کشد
از جهل خویش ، ناز نمودار می کشد !
آنجا که مرگ ، پیش تو یک امر ساده است
سرگشته رازهای جهان ، سر گشاده است !
بهتر ، همین که ساده بگویم : امام من !
تقدیم روح پاک تو بادا ، سلام من .

****
۱۳۸۰-قم


 
comment نظرات ()